سيد جعفر شهيدى
5
زندگانى على بن الحسين ( ع ) ( فارسي )
اين گونه اضافه مىگرديد . اين تصويرى بود از امام زين العابدين كه تعليمات مكتب خانه و تلقينات نوحهخوانان ، در ذهن من و شاگردانى چون من باقى گذاشته بود . اندك اندك بزرگتر شدم با كتابهاى تاريخ و تذكره آشنا گشتم . كتابهائى چون جلاء العيون مجلسى و طوفان البكاء ، مشكاة الادب مرحوم سپهر ، و قمقام مرحوم حاج فرهاد ميرزا . . . و بعد متنهاى قديم و جديد عربى و سرانجام خواندن اسناد دست اول و سپس تحقيق و بررسى اين سندها . در اين سالها بود كه دانستم آنچه از اين گونه درسها در كودكى بذهن ما سپردهاند و حكم « النقش فى الحجر » را يافته با چه زحمتى بايد زدوده شود و از كجا كه چنين فرصتى براى همهء همسالان من دست داده باشد . آشنائى با صحيفهء سجاديه ، و دقت در معانى بلند دعاى ابو حمزه ، و بررسى كتابهائى چون صفة الصفوة ابن جوزى و حلية الاولياء ابو نعيم اصفهانى و كشف الغمهء اربلى و مناقب ابن شهر آشوب ، چهرهء نزديك بواقع اين شخصيت بزرگوار را به من نشان داد ، و سى سال پيش جزوهاى كوچك بنام ( چراغ روشن در دنياى تاريك ) نوشتم و منتشر شد . اكنون پس از گذشتن پنجاه سال بر دورهء مكتب خانه و مجلسهاى سوگوارى آن سالها ، بايد بگويم : آموزشى با چنان اسلوب ممكن است اثرى نامطلوب در ذهن شنوندهاى چون من بىبضاعت پديد آورد و ديگر مجالى براى وى فراهم نشود تا خطاهاى انباشته در ذهن خويش را تصحيح كند . و خداى نخواسته نتيجه آن شود كه شخصيتى بزرگوار - قطع نظر از مقام شامخ امامت و عصمت كه شيعه بدان معتقد است - در مقابل سى سال تعليم مسائل فقهى ، ارشاد عملى ، دستگيرى بىمنت از درماندگان ، رأفت به مستمندان و زيردستان ، در دهان شكستن سخنان ستمگران ، خضوع و خشوع بدرگاه پروردگار جهان ، و بالاخره بجاى گذاشتن اثرى در نهايت بلاغت و سخنانى در اوج فصاحت ، از شيعيان و دوستداران خود لقب « بيمار » را بگيرد ! اكنون كه توفيقى دست داد تا اين كتاب را فراهم آورم . كوششى فراوان به كار رفت كه بر منطق و مدرك تكيه كنم نه بر عاطفه و احساس . من در اين كتابها آنچه نوشتهام چيزى است كه تاريخنويسان و جامعهشناسان اسلامى و حتى غير مسلمانان ، آن را پذيرفتهاند . چيزى ننوشتهام كه درك واقعيت آن براى مردم روزگار ما آسان نباشد ، و از سوى ديگر نتيجهء عملى بر آن مترتب نگردد ، از ميان همهء نوشتهها آن را گزيدهام كه تاريخ درست يا نزديك بدرست ضبط كرده است . بدين ترتيب در اين كتاب كوشيدهام با نشان دادن آنچه در سندهاست سيمايى از ظاهر اين امام بزرگوار نشان دهم . اما بايد بگويم درك مقام او از روى حقيقت و واقع ، پيداست كه در توانائى كسى مانند من نيست و چنان كه در مقدمهء كتاب ديگر نوشتهام ، نميگويم آنچه فراهم كردهام حقيقت محض است . . . حقيقت محض را جز خداى بزرگ نميداند . سيد جعفر شهيدى تير ماه 1364